ازبس دوستان خداحافظی کردن برارفتن به مناطق...دلم هواکرد - یک نفس عمیــــــــــق EmamHadi
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ































یک نفس عمیــــــــــق

فرمانده برای دادن پتو و امکانات همه رو جمع کرد.  بلند گفت:  کی خسته؟  کی ناراضیه؟  کی سردشه؟  بچه ها هم که جو گرفته بودتشون گفتن: دشمن!!  فرمانده هم گفت: خب! الحمدلله!  حالا برید.. چون پتو به گردان ما نرسیده!

ازبس دوستان خداحافظی کردن برارفتن به مناطق...دلم هواکرد - فرمانده برای دادن پتو و امکانات همه رو جمع کرد.  بلند گفت:  کی خسته؟  کی ناراضیه؟  کی سردشه؟  بچه ها هم که جو گرفته بودتشون گفتن: دشمن!!  فرمانده هم گفت: خب! الحمدلله!  حالا برید.. چون پتو به گردان ما نرسیده!



نوشته شده در سه شنبه 90/1/2ساعت 2:17 عصر توسط ✿ نفیس ✿ نظرات ( )

001
002
003
004
005
006
007
008
009
010
011
012
013
014
015

آخرین مطالب

پرنسس کوچولوی صورتی من
مینویسم برای قاصدکم...
چ حس خوبیه... حس مادر شدن...
...... 92.8.29 ......
یه خورجین حرف دل! + سینماگراف های زیبا
کافی است انار دلت ترک بخورد ...
[عناوین آرشیوشده]

Design By : TopBloger.com